نماز، اوج بندگى
چکیده :
سالار ما، حسین بن على علیهماالسلام، شب عاشورا براى انس با خدا و تهجد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد كه جان بر سردین و خداجویى نهاده است. سعید بن عبدالله حنفى، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتى مى ایستد، تا حسین بن على علیهماالسلام، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر كه بر پیكرش مى نشیند، به شهادت مى رسد.(1)
ابوثمامه صائدى نیز ـ كه خودش شهید نماز است ـ در روز عاشورا، فرا رسیدن هنگام نماز را یادآور مى شود. امام حسین علیه السلام دعایش مى كند كه خدا از نمازگزاران ذاكر قرارش دهد.(2)
این كه در زیارت هاىامام حسین علیه السلام، او را اقامه كننده نماز خطاب مى كنیم"اشهد انك قد اقمت الصلوه..."(3) جلوه دیگرى از اهمیت نماز را در زندگى و شهادت آن پیشواى معنویت و عبودیت نشان مى دهد.
1 ـ مقتل الحسین، مقرم، ص 304.
2 ـ سفینه البحار، ج 1، ص 136.
3 ـ زیارت وارث (مفاتیح الجنان).
عاشورا متولد شد
نویسنده :
آدرس مطلب :
چکیده :
اتفاق کمی نیست... بگذار تمام کائنات بدانند آغاز تو را! دو دریای آبی، به هم آمیختند و در پیوند خدایی و زبانزدشان، اقیانوسی پدید آمد که تاریخ را دیگرگونه خواهد کرد.
بگذار از امروز، همه شمشیرها، خود را مهیا کنند! بگذار لبها برای تشنگی، آبدیده شوند! بگذار کفر، از هماکنون، دست به کارِ تیز کردن تیغ کینه باشد و ایمان، کوه صبرش را به شانههای تو تکیه دهد!
تاریخ، در راه است تا با خون معصوم تو، خود را رقم زند.
حادثهها در راهند. آبهای متلاطم و دستهای جفاپیشهای که سدِّ سیراب شدناند، توفان خونخواهی حق و رسوایی باطل، خطبههای بلیغِ روسیاهی کفر، قرآن فصیح بر منبر نیزهها و خدایی که دلشدگانِ زخمخورده را خود به پرسش و مرهم میآید؛ همه در راهند. تو، مولود عشق، امروز، در آغوشِ مادر، مهیّای فردای خونخواهی و «هل من ناصر» باش! لبخند بزن، تا خون در رگهای طبیعت جاری شود!
لبخند بزن، تا خدا به یمن آمدن تو، اهالی روزگار را امان دهد! لبخند بزن، تا همه بدانند «عاشورا» متولد شد... .
اشارات، شماره 99،ص88
تولد امام حسین (ع)
نویسنده :
آدرس مطلب : كتاب: پیشواى سوم - حضرت امام حسین (علیه السلام) , نویسنده: هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق
چکیده :
به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، كه درود خدا بر ایشان باد، در خانه ى وحى و ولایت، چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید، به خانه ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا كودكش را بیاورد.اسماء او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اكرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3) .
به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت:
سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر كوچك هارون «شبیر» (4) كه به عربى«حسین» خوانده مىشود، نام بگذار. (5) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنكه تو خاتم پیغمبران هستى.
و به این ترتیب نام پر عظمت «حسین» از جانب پروردگار، براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش، فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد، گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) كشت، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)
حسین و پیامبر (ص)
از ولادت حسین بن على (ع) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى كه پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز مى داشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مى گوید: دیدم كه رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى بوسید و مى فرمود:
تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت خدا و پسر حجتخدا و پدر حجتهاى خدایى كه نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) مى باشد. (8)
انس بن مالك روایت مى كند:
وقتى از پیامبر پرسیدند كدام یك از اهل بیت خود را بیشتر دوست مى دارى، فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مى فشرد و آنان را مى بویید و مى بوسید. (10)
ابو هریره كه از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مى كند كه:
رسول اكرم (ص) را دیدم كه حسن و حسین (ع) را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى ما مى آمد، وقتى به ما رسید فرمود: هر كس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (11)
عالى ترین، صمیمى ترین و گویاترین رابطه ى معنوى و ملكوتى بین پیامبر و حسین را مى توان در این جمله ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند كه فرمود:
حسین از من و من از حسینم. (12)
پى نوشت ها
1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل كردیم. ر. به. ك. اعلام الورى طبرسى ، ص 213.
2- احتمال دارد منظور از اسماء، دختر یزید بن سكن انصارى باشد. ر. به. ك. اعیان الشیعه ، جزء 11 ، ص 167.
3- امالى شیخ طوسى ، ج 1، ص 377
4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389، این سه كلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد كه حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ، ج 6 ، ص 60.
5- معانى الاخبار ، ص 57.
6- در منابع اسلامى درباره عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است، ر.به.ك. وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 143 به بعد.
7- كافى ، ج 6 ، ص 33.
8- مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 146- كمال الدین ، صدوق ، ص 152.
9- سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 323.
10- ذخائر العقبى ، ص 122.
11- الاصابه ، ج 11 ، ص 330.
12- سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 324- در این قسمت روایاتى كه در كتاب هاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد.
عطر ولادت
نویسنده :
آدرس مطلب : گلبرگ، مهر 1380، شماره 20 ،ص88
چکیده :
عطر ولادت
امام زین العابدین علیهالسلام در تاریخ پنجم شعبان سال 38 هجری قمری در شهر مدینه چشم به جهان گشود.
پدر بزرگوار امام زین العابدین، حضرت امام حسین علیهالسلام امام سوم شیعیان جهان و مادر گرامی آن حضرت ـ چنان که مشهور است ـ شهربانو دختر یزدگرد آخرین پادشاه سلسله ساسانیان و از نوادگان انوشیروان است. او از بهترین زنان عصر خویش محسوب میشده است.
القاب امام زین العابدین علیهالسلام
امام علی بن الحسین علیهالسلام دارای القاب بسیاری هستند که معروفترین آنها سجاد و زین العابدین است. مردم گوهرشناس و عارفان حقجو ـ آن هم نه تنها شیعیان بلکه همه کسانی که در دوران سیاه و خفقانآمیز آن زمان، در پی گوهری شبافروز بودند ـ ایشان را با القابی چون سید عابدان، پیشوای زاهدان، مهتر پرهیزگاران، امام مؤمنان، زیور صالحان و چراغ شبزندهداران میخواندند و این همه، نه از سر تملق طمع و غلو، بلکه از سر صدق بود. در واقع هر یک از القاب حضرت علیهالسلام نشان دهنده کمال نفس، ایمان، تقوی و اخلاص ایشان و بیان کننده اعتقاد و اعتماد مردم به آن امام همام است.
ویژگیهای امام زین العابدین علیهالسلام
علی بن الحسین علیهالسلام در کلیه صفات بارز انسانی و اخلاق و فضیلت در حد کمال بوده است. آن حضرت در زمان خویش عالیترین، پارساترین، بردبارترین و محترمترین افراد به شمار میرفته و دارای زبانی گویا و فصیح و برخوردار از اخلاق کریمه بودهاند. ایشان با مردم بسیار مهربان و نسبت به فقرا و نیازمندان بسیار بخشنده بودند. شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار میداد تا آنجا که یزید بن معاویه پس از «واقعهحرِّه» که دستور داد کلیه اهالی مدینه با وی بیعت کنند تنها امام زینالعابدین علیهالسلام را از این فرمان استثنا کرد.
تهجد و نماز شب حضرت
امام زین العابدین علیهالسلام به عبادت، تهجد و نماز شب بسیار اهمیت میداد، به نحوی که در هیچ شرایطی، خواه مسافرت و غیر مسافرت آن را ترک نمیکرد. همین که پاسی از شب میگذشت از خواب بر میخاست، مسواک میزد، وضو میگرفت و به نماز میایستاد، اگر در مسافرت نمازهای مستحبی روز را نتوانسته بود به جا آورد، آنها را در شب به جا میآورد. یکی از بستگان ایشان میگوید: هیچ گاه در شب برای او رختخوابی پهن نکردم. آن حضرت خواندن نماز شب را به سبب فضیلت بسیارش، همواره به اطرافیان سفارش میفرمود.
عبادت و معرفت الهی
امام زین العابدین علیهالسلام در معرفت و زهد و عبادت جای پدر بزرگوارش حضرت امام حسین علیهالسلام را گرفته بود و ویژگیهای آن حضرت از افکار، احساس، رفتار امام زینالعابدین هویدا بود. در معرفت الهی چنان بود که هنگام وضو چهرهاش تغییر مییافت و به زردی میگرایید، وقتی از آن حضرت، علت این تغییر را میپرسیدند میفرمود: میدانید پس از گرفتن وضو در محضر چه شخص با عظمتی حاضر میشوم!
نیکی پنهان
پاسخگویی به نیازهای ضروری افراد امری پسندیده و مورد تأکید اسلام است. امّا کمک به دیگران و رفع نیازهای مادی آنان نباید موجب لطمه به شخصیت و آبروی آنها گردد. چنانکه رعایت این مهم را امام زینالعـابدین بـه خوبی مدنظر داشتند آن حضرت در شبهـای تـاریک جهت یاری فقرا به راه میافتـاد و بـا انبانی بر پشت به در خانههای مستمندان میرفت و با صورت پوشیده به آنان نان و غذا و پول مرحمت میفرمود و ناشناس به خانه باز میگشت. این امر تا زمان رحلت حضرت ادامه داشت و با چشم از جهان فروبستن آن حضرت مردم دریافتند که کمکهای شبانه از سوی آن حضرت بوده که در اختیار نیازمندان قرار میگرفته است.
گرامی داشت دانش پژوه
امام زین العابدین علیهالسلام برای علم و طالبان آن اهمیت خاصی قائل بود و در تجلیل آنها آمده، چون دانشوری بر وی وارد میشد میفرمود: آفرین بر کسی که به سفارش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله عمل کرده است. آن گاه میافزود طلب کننده و جویای علم و دانش از زمانی که از خانه خارج میشود به هیچتر و خشکی قدم نمیگذارد مگر آن که همه آنها او را مورد تسبیح و ستایش قرار میدهند.
کمک پنهان به نیازمندان
امام زین العابدین علیهالسلام هرشب به یکصد خانه سر میزد و به دست مبارک خود به درماندگان و مستمندانی که بخاطر آبرو و نجابت اظهار فقر نمیکردند، انفاق میکرد. ایشان خود به تنهایی و بدون کمک هیچ کس دیگر انبان غذا را بر پشت مبارک حمل میکرد و بین نیازمندان تقسیم میکرد تا مبادا کسی بجز خود وی از راز مردم محتاج و نیازمند با خبر شود و آبروی آنها به خطر افتد.
ذلت ناپذیری
در نزد انسانهای بزرگ منش دستیابی به رفاه، اگر بر بهای ذلتپذیری و خوار شمردن باشد، هرگز روا و پذیرفته نیست. چنانکه امامزینالعابدین علیهالسلام میفرمایند: من دوست ندارم نعمتهای بزرگ را به چنگ بیاورم در حالی که اندک ذلتی را در راه آن بر خویشتن هموار سازم.
ارزش کمک به نیازمندان
در اسلام کمک به نیازمندان و دستگیری از آنان، بسیار با اهمیت و ارزشمند شمرده شده است. در اهمیت کمک به همنوع و برطرف ساختن نیاز مردم، همین بس که امام زینالعابدین علیهالسلام قبل از آنکه به نیازمندی کمک نماید، نخست دست او را میبوسید. وقتی دلیل آن را میپرسیدند، میفرمود: این دست شخص نیازمند نیست که من میبوسم، بلکه در حقیقت دست خداست که بر آن بوسه میزنم. زیرا ارزش کمک به نیازمند چنان است که کمک قبل از آنکه به دست وی برسد، به دست خدا رسیده است.
علم امام زین العابدین علیهالسلام
امام زین العابدین علیهالسلام در زمان خود، در دانشهای مختلف سرآمد بود، به طوری که در تاریخ آمده است آنچه فقها و دانشمندان از علوم گوناگون از آن حضرت علیهالسلام نقل کردهاند خارج از شمار است. ادعیه، مواعظ، احکام شرعی، تحلیل حوادث و وقایع و دیگر علوم، از جمله دانشهایی که حضرتش به جویندگان آنها، آموزش و انتقال دادند. گستره این علوم به قدری است که گفته شده اگر بخواهیم به شرح آنها بپردازیم دامنه وسیعی از مسائل دینی و علمی را در بر میگیرد.
شجاعت امام زین العابدین علیهالسلام
امام زین العابدین علیهالسلام در کلیه صفات و ویژگیهای مثبت شخصیتی زبانزد عام و خاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، جرأت و شهامت، از کمالات بارز ایشان به شمار میآید. به طوری که سخنان آن بزرگوار در پاسخ به گفتههای عبیدالله سفّاک و خون ریز که حضرت را به مرگ تهدید میکند، دلیل روشنی بر شهامت و شجاعت و کرامت نفس آن امام همام علیهالسلام به شمار میآید. امام علیهالسلام قاطعانه خطاب به وی میفرماید: مرا تهدید به مرگ میکنی در حالی که نمیدانی شهادت برای ما، عادی، افتخارآمیز و مایه کرامت است نه موجب خفّت و ترس. هم چنین سخنرانی دلیرانه آن حضرت علیهالسلام در برابر یزید و یادآوری سرانجام همراه با ذلت و خواری برای او، شاهد دیگری بر شجاعت و عزت نفس آن امام عظیمالشأن است.
شیوایی سخنان امام زینالعابدین علیهالسلام
سخنان امام سجاد در طول زندگی، به ویژه سخنرانیهای ایشان در راه کوفه، شام و مدینه، دلیل روشنی بر شیوایی گفتار آن حضرت است. نگاهی به صحیفه سجادیه و توجه به سخنان آهنگین و زیبا و ادبیات دلانگیز همراه با محتوای عمیق آن که حاوی لطایف و حقایق الهی و زندگیساز است، همه بیانگر شکوه و عظمت روح آن بزرگوار و اندیشه برتر و نفس سلیم آن امام علیهالسلام میباشد؛ به گونهای که فصاحت کلام و بلاغت بیانات آن حضرت، در طول تاریخ، ادبای عرب را به شگفتی انداخته و محتوای آنها، اندیشمندان و خردورزان را به تأمل و تفکر واداشته است.
رفتار با حیوانات
امام زین العابدین علیهالسلام نه تنها به انسانها عشق میورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار میکرد که حیوانات نیز از رفتار انسانی و الهی آن حضرت بهرهمند بودند. به طوری که ایشان با وجود سفرهای متعدد از مدینه به مکه، در هیچ یک از آنها حیوان بارکش خود را مورد صدمه قرار نداد و آن را مضروب نساخت و اگر حیوان به کندی حرکت میکرد، با اشاره به تازیانهای که در دست داشت آن را وادار به راه رفتن میکرد؛ به نحوی که در طول بیست مرتبه سفر به حج حتی یکبار تازیانهای بر بدن مرکب خود وارد نساخت.
تواضع و فروتنی امام زین العابدین علیهالسلام
امام زین العابدین میکوشید با کسانی مسافرت کند که او را نشناسند تا مبادا کارهای آن حضرت را انجام دهند و اگر با آشنایان به مسافرت میرفت، شرط میفرمود که او نیز باید در کارها با آنها یاری رساند. روزی حضرت با عدهای ناشناس به مسافرت میرفتند. مسافران، در بین راه با شناختن حضرت، ایشان را در آغوش گرفتند و به تجلیل وی پرداختند و گفتند: ای پسر رسول خدا! شما قصد داشتید با ناشناس ماندن و جسارت احتمالی ما به شما، ما را دوزخی فرمایید؟! امام فرمودند: یک بار من با گروهی آشنا سفر میکردم، آنان برای خشنودی پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله بیش از استحقاق من، با من به عطوفت و مهربانی رفتار کردند. از این رو برای جلوگیری از این گونه برخوردها سعی کردم نزد شما ناشناس بمانم.
راههای عبادت و پرستش خداوند
امام زین العابدین علیهالسلام میفرماید: مردم به طرق مختلف خدا را پرستش میکنند. عدهای از روی بیم. این عبادت مخصوص بندگان و غلامان است و ناشی از ترس آنها از مولای خود. گروهی از سر حرص و طمع خدا را پرستش میکنند و این، عبادت بازرگانان است. بالاخره دستهای خدا را از روی اخلاص میپرستند و این عبادت، مخصوص بزرگ مردان و بزرگ زنان و آزادگان است.
امر به معروف و نهی از منکر
یکی از عوامل مهم پیشگیری از وقوع جرایم، کجرویهای اجتماعی و قانون شکنی در سطح جامعه، برقراری نظام نظارت و کنترل اجتماعی مؤثر است. با این کار آحاد جامعه به طور طبیعی تحت مراقبت یکدیگر قرار میگیرند و سازگاری اجتماعی به وجود میآید. این امر در اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است. در صورتی که مردم از این مسئولیت اجتماعی سرباز زنند هر جامعه دچار فساد و گرفتار ناامنی، تجاوز و ستم میشود. چنان که امام زین العابدین علیهالسلام میفرماید: کسی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند مانند کسی است که قرآن را به کناری نهاده و به آن عمل نکند، این گروه به ترس، ستم، کینهتوزی و سرکشی گرفتار میشوند.
اجر صابران
امام زین العابدین علیهالسلام میفرماید: در قیامت به صابران خطاب میشود که به سوی بهشت روید. گروهی از ملائکه علت بهشتی شدن آنها را میپرسند. آنان در پاسخ میگویند: ما در دنیا صبر پیشه کردیم. ملائکه میپرسند: صبر شما در چه حد بوده است؟ بهشتیان گویند: بر اطاعت خداوند جسور بودیم و از معصیت و گناه در برابر او دوری میجستیم. آن گاه به آنان میگویند: وارد بهشت شوید که بهشتِ نعیم جای نیکوکاران است.
کتب و آثار امام زین العابدین علیهالسلام
از امام زین العابدین علیهالسلام احادیث بسیاری در بیان احکام الهی و شیوههای زندگی به یادگار مانده است. ایشان دو اثر ارزنده نیز به نامهای «صحیفه سجادیه» و «رساله حقوق» دارند که دریایی است از حقایق الهی، مکارم اخلاقی و معارف انسانی و عمدتا در قالب دعا بیان شده است. رساله حقوق مشتمل بر حقوق متقابل افراد با یکدیگر، و نیز حق خداوند بر آنان و حقوق اعضا مختلف بدن است.
حقوق متقابل خداوند و بندگانش
امام زین العابدین علیهالسلام در مورد حق خداوند بر بندگانش میفرمایند: حق بزرگ خداوند بر تو این است که در برابر آفریدگار خود متواضع و فروتن باشی، و در برابر او سر پرستش فرود آوری، برای او شریکی قرار ندهی، و کارهایت را با خلوص نیّت انجام بدهی. حضرت علیهالسلام در ادامه میفرمایند: متقابلاً تو نیز در دنیا و آخرت مستحق پاداشی و خداوند آنچه را دوست داشته باشی به تو خواهد بخشید.
حق نماز
امام زین العابدین علیهالسلام در مورد حق نماز بر انسان میفرماید: حق نماز بر تو این است که بدانی نماز تو را به درگاه الهی رهنمون میسازد و به وسیله آن به خدا تقرب میجویی. بدان که به هنگام نماز در پیشگاه خداوند ایستادهای. حضرت در ادامه میفرمایند: به هنگام نماز فروتن باش و خود را در حیطه خشیّت الهی بدان. در عین حال با امید به عفو و کرامت الهی، با خشوع و آرامش و وقار به راز و نیاز با خداوند متعال بپرداز و از او آمرزش بخواه.
پرهیز از دروغ گفتن
دروغ گفتن موجب سلب اعتماد از فرد دروغگو میشود و اگر این پدیده در سطح جامعه رواج پیدا کند جامعه دچار بیاعتمادی وسیع میگردد به گونهای که زندگی در چنین جامعهای مشکل و دچار تنگنا میشود، فریب و نیرنگ در آن رایج میگردد، و دل نگرانی و اضطراب عمومی بر آن حاکم میشود. از این رو در اسلام، حتی از دروغ گفتن به شوخی و نیز دروغهای کوچک نهی شده است. چنان که امام زینالعابدین علیهالسلام میفرمایند: از دروغ گفتن، چه کوچک و چه بزرگ، جدی یا شوخی بپرهیزید. زیرا دروغ کوچک باعث میشود شخص بر دروغ بزرگ بیپروا گردد.
نیک بختی دائمی
آیا انسان میتواند همیشه موفق و نیکبخت باشد و احساس رضایت خاطر کند؟ امام زین العابدین علیهالسلام در پاسخ به این سؤال میفرمایند: ای فرزند آدم! پیوسته خیر و نیکبختی با تو همراه است به شرط آنکه از موقعیتها و شرایط پیش آمده درسگیری و به خود پند دهی و به حساب خود رسیدگی کنی و خویش را مورد حسابرسی قرار دهی. ترس و خشیت الهی را شعار خود سازی، و به تقوی و پرهیزگاری آراسته گردی.
راه نجات مؤمن
امام زین العابدین علیهالسلام سه چیز را موجب نجات مؤمن در دنیا و آخرت میدانند. تسلط بر زبان و خودداری از بدگویی و غیبت؛ واداشتن خود به انجام دادن اموری که موجب سود و نفعی در دنیا و آخرت گردد؛ گریان بودن بر گناهان.
دعای امام سجاد علیهالسلام در عذرخواهی از تقصیر در حقوق بندگان
بارالها! من در پیشگاه تو عذر میخواهم از مظلومی که در حضور من به او ستم رسیده و من او را یاری نکردهام و از احسانی که درباره من انجام گرفته و شکر آن را به جا نیاورده باشم و از بدکرداری که از من عذرخواسته، و من عذرش را نپذیرفته باشم و از فقیری که از من خواهشی کرده، و من او را ترجیح نداده باشم و از حق مؤمنین که بر ذمّهام مانده و آن را نپرداخته باشم و از عیب مؤمنی که بر من پدید شده و آن را نپوشانده باشم و از هر گناهی که برایم پیش آمده و از آن دوری نکرده باشم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و پشیمانیم را به لغزشهایی که به آن دچار شدهام و تصمیم بر ترک گناهانی که برایم پیش آید توبهای قرار ده که برای من موجب محبت گردد.
گلبرگ، مهر 1380، شماره 20 ،ص88