مسجد مقدس جمكران
مهمترين پايگاه شيعيان شيفته و عاشقان دل سوختة حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، در شش كيلومتري شهر مذهبي قم است. مطابق آمار، همه ساله، بيش از پانزده ميليون عاشق دل باخته، از سر تا سر ميهن اسلامي و جهان، در اين پايگاه معنوي، گرد ميآيند، نماز تحيّت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، را در اين مكان مقدس به جاي ميآورند، با امام غايب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، رازِ دل ميگويند، استغاثه ميكنند، نداي «يا بن الحسن!» سر ميدهند، از مشكلات مادّي و معنوي خود سخن ميگويند، با دلي خونبار، از طولاني شدن دوران غيبت، شكوهها ميكنند.
آنان كه از شناخت عميقتري برخوردارند، به هنگام تشرف به اين پايگاه ملكوتي، همة حوائج شخصي خود را فراموش ميكنند و همة مشكلات دست و پاگير زندگي را به فراموشي ميسپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجي بشر، امام ثاني عشر، حضرت ولي عصر، روحي و ارواح العالمين فداه» را مسئلت ميكنند؛ زيرا، اگر اين حاجت برآورده شود، ديگر مشكلي نخواهد ماند، و اگر اين حاجت روا نشود، حلّ ديگر مشكلات، مشكل اساسي را حل نخواهد كرد.
* * *
تاريخچة مسجد جمكران
آن چه مسلم است، اين است كه اين مسجد، بيش از يك هزار سال پيش به فرمان حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در بيداري، نه در خواب تأسيس گرديد و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شيعيان و پايگاه منتظران و تجلّيگاه حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) بوده است.
علامة بزرگوار، ميرزا حسين نوري، (متوفاي 1320 هجري) در كتاب ارزشمند نجم ثاقب كه به فرمان ميرزاي بزرگ، آن را تأليف كرد و ميرزاي شيرازي، در تقريظ خود، از آن ستايش فراوان كرد و نوشت: «براي تصحيح عقيدة خود، به اين كتاب مراجعه كنند تا از لمعانِ انوار هدايتاش، به سر منزل يقين و ايمان برسند» تاريخچة تأسيس مسجد مقدس جمكران را به شرح زير آورده است:
شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمي، معاصر شيخ صدوق، در كتاب تاريخ قم از كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين ـاز تأليفات شيخ صدوقـ بناي مسجد جمكران را به اين عبارت نقل كرده است:
شيخ عفيف صالح حسن بن مثلة جمكراني ميگويد:
شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارك رمضان 393 هجري، در سراي خود خفته بودم كه جماعتي به درِ سراي من آمدند. نصفي از شب گذشته بود. مرا بيدار كردند و گفتند: «برخيز و امر امام محمد مهدي صاحب الزمان ، صلوات الله عليه را اجابت كن كه ترا ميخواند».
حسن بن مثله ميگويد: «من، برخاستم و آماده شدم» چون به در سراي رسيدم، جماعتي از بزرگان را ديدم. سلام كردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جايگاه كه اكنون مسجد (جمكران) است، آوردند».
چون نيك نگاه كردم، ديدم تختي نهاده و فرشي نيكو بر آن تخت گسترده و بالشهاي نيكو نهاده و جواني سي ساله، بر روي تخت، بر چهار بالش، تكيه كرده، پير مردي در مقابل او نشسته، كتابي در دست گرفته، بر آن جوان ميخواند.
بيش از شصت مرد كه برخي جامة سفيد و برخي جامة سبز بر تن داشتند، برگرد او روي زمين نماز ميخواندند.
آن پير مرد كه حضرت خضر (عليه السلام) بود، مرا نشاند و حضرت امام (عليه السلام) مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: «تو، چند سال است كه اين زمين را عمارت ميكني و ما خراب ميكنيم. پنج سال زراعت كردي و امسال ديگر باره شروع كردي، عمارت ميكني، رخصت نيست كه تو ديگر در اين زمين زراعت كني، بايد هرچه از اين زمين منفعت بردهاي، برگرداني تا در اين موضع مسجد بنا كنند».
به حسن بن مسلم بگو: «اين جا، زمين شريفي است و حق تعالي اين زمين را از زمينهاي ديگر برگزيده و شريف كرده است، تو آن را گرفته به زمين خود ملحق كردهاي! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشدهاي! اگراز اين كار بر حذر نشوي، نقمت خداوند، از ناحيهاي كه گمان نميبري بر تو فرو ميريزد».
حسن بن مثله عرض كرد: «سيّد و مولاي من! مرا در اين باره، نشاني لازم است؛ زيرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دليل نميپذيرند».
امام (عليه السلام) فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اين جا علامتي ميگذاريم كه گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سيّد ابوالحسن، و بگو تا برخيزد و بيايد و آن مرد را بياورد و منفعت چند ساله را از او بگيرد و به ديگران دهد تا بناي مسجد بنهند، و باقي وجوه را از رهق به ناحية اردهال كه ملك ما است، بياورد، و مسجد را تمام كند، و نصفِ رهق را بر اين مسجد وقف كرديم كه هر ساله وجوه آن را بياورند و صرف عمارت مسجد كنند.
مردم را بگو تا به اين موضع رغبت كنند و عزيز بدارند و چهار ركعت نماز در اين جا بگذارند: دو ركعت تحيّت مسجد، در هر ركعتي، يك بار «سورة حمد» و هفت بار سورة «قل هو الله احد» (بخوانند) و تسبيح ركوع و سجود را، هفت بار بگويند.
و دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر اين نسق كه در (هنگام خواندن سورة)حمد چون به «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» برسند، آن را صد بار بگويند، و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند. تسبيح ركوع و سجود را نيز هفت بار بگويند. هنگامي كه نماز تمام شد، تهليل (يعني، لا إله الاّ الله) بگويند و تسبيح فاطمة زهرا(عليها السلام) را بگويند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پيغمبر و آلاش، صلوات الله عليهم، بفرستند».
و اين نقل، از لفظ مبارك امام (عليه السلام) است كه فرمود:
«فَمَنْ صلاّهما، فكأنّما صلّي في البيت العتيق».
هركس، اين دو ركعت (يا اين دو نماز) را بخواند، گويي در خانة كعبه آن را خوانده است.
حسن بن مثله ميگويد: «در دل خود گفتم كه تو اين جا را يك زمين عادي خيال ميكني، اين جا مسجد حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) است».
پس آن حضرت به من اشاره كردند كه برو!
چون مقداري راه پيمودم، بار ديگر مرا صدا كردند و فرمودند: «در گلّة جعفر كاشاني ـچوپانـ بُزي است، بايد آن بز را بخري. اگر مردم پولاش را دادند، با پول آن خريداري كن، و گرنه پولاش را خودت پرداخت كن. فردا شب آن بُز را بياور و در اين موضع ذبح كن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارك رمضان، گوشت آن بُز را بر بيماران و كساني كه مرض صعب العلاج دارند، انفاق كن كه حق تعالي همه را شفا دهد.
آن بُز، ابلق است. موهاي بسيار دارد. هفت نشان سفيد و سياه، هر يكي به اندازة يك درهم، در دو طرف آن است كه سه نشان در يك طرف و چهار نشان در طرف ديگر آن است».
آن گاه به راه افتادم. يك بار ديگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت روز يا هفتاد روز ما در اينجاييم.
حسن بن مثله ميگويد: «من، به خانه رفتم و همة شب را در انديشه بودم تا صبح طلوع كرد. نماز صبح خواندم و به نزد علي منذر رفتم و آن داستان را با او در ميان نهادم.
همراه علي منذر، به جايگاه ديشب رفتيم. پس او گفت: «به خدا سوگند كه نشان و علامتي كه امام (عليه السلام) فرموده بود، اين جا نهاده است و آن، اين كه حدود مسجد، با ميخها و زنجيرها مشخص شده است».
آن گاه به نزد سيّد ابوالحسن الرضا رفتيم. چون به سراي وي رسيديم غلامان و خادمان ايشان گفتند:
«شما از جمكران هستيد؟» گفتيم: «آري». پس گفتند: «از اول بامداد، سيد ابوالحسن در انتظار شما است».
پس وارد شدم و سلام گفتم. جواب نيكو داد و بسيار احترام كرد و مرا در جاي نيكو نشانيد. پيش از آن كه من سخن بگويم، او سخن آغاز كرد و گفت: «اي حسن بن مثله! من خوابيده بودم. شخصي در عالم رؤيا به من گفت:
«شخصي به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمكران پيش تو خواهد آمد، آن چه بگويد اعتماد كن وگفتارش را تصديق كن كه سخن او، سخن ما است. هرگز، سخن او را ردّ نكن». از خواب بيدار شدم و تا اين ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله، داستان را مشروحاً براي او نقل كرد. سيد ابوالحسن، دستور داد بر اسبها زين نهادند. سوار شدند. به سوي دِه (جمكران) رهسپار گرديدند.
چون به نزديك دِه رسيدند، جعفر شبان را ديدند كه گلهاش را در كنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله، به ميان گله رفت آن بز كه از پشت سر گله من آمد، به سويش دويد. حسن بن مثله، آن بُز را گرفت و خواست پولش را پرداخت كند كه جعفر گفت: «به خدا سوگند! تا به امروز، من اين بز را نديده بودم و هرگز در گلة من نبود، جز امروز كه در ميان گله، آن را ديدم و هرچند خواستم كه آن رابگيرم، ميسّر نشد».
پس آن بُز را به جايگاه آوردند و در آن جا سر بريدند.
سيد ابوالحسن الرضا به آن محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار كرد و منافع زمين را از او گرفت.
آن گاه وجوه رهق را نيز از اهالي آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف مسجد را با چوب پوشانيدند.
سيد ابوالحسن الرضا، زنجيرها و ميخها را به قم آورد و در خانة خود نگهداري كرد. هر بيماري صعب العلاجي كه خود را به اين زنجيرها ميماليد، در حال، شفا مييافت.
ابوالحسن الرضا وفات كرد و در محلة موسويان (خيابان آذر فعلي) مدفون شد، يكي از فرزنداناش بيمار گرديد. داخل اطاق شده سر صندوق را برداشت زنجيرها و ميخها را نيافت».
منبعشناسي مسجد جمكران
منابع تأسيس مسجد مقدس جمكران به فرمان حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه بر اساس تسلسل زماني، به شرح زير است:
1. نخستين كسي كه اين داستان را در كتاب خود آورده، ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه، مشهور به شيخ صدوق (متوفاي 381هجري) است. ايشان، مشروح آن را در كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين درج كرده است.
باتوجه به اين كه تأسيس اين مسجد در عصر شيخ صدوق ؛ واقع شده، و ايشان در قم زندگي ميكرد، طبعاً همة جزئيات آن را بدون واسطه از حسن بن مثله، و سيّد ابوالحسن الرضا و ديگر شاهدان عيني، شنيده و نقل كرده است.
كتاب مونس الحزين، همانند دهها اثر گران بهاي ديگر شيخ صدوق، در طول زمان، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.
2. حسن بن محمد بن حسن قمي، معاصر شيخ صدوق، صاحب كتاب گران سنگ تاريخ قم، شرح آن واقعه را از كتاب شيخ صدوق نقل كرده است.
كتاب تاريخ قم در عصر شيخ صدوق، به سال 378 هجري، در بيست باب به رشتة تحرير درآمده است.
3. حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي، به سال 865 هجري آن را به فارسي ترجمه كرده است.
4. متن عربي كتاب، به دست مولي محمد باقر مجلسي، (متوفاي 1110 هجري) نرسيده، ولي ترجمة فارسي آن به دست ايشان رسيده و احاديث مربوط به قم را در جلد «السماء و العالم» از آن روايت كرده است.
5. سيد نعمت الله جزائري، صاحب انوار نعمانيه (متوفاي 1112هجري) ترجمة فارسي آن را ديده و داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را با خط خود، از آن استنساخ كرده است.
6. شاگرد فرزانة علامه مجلسي، ميرزا عبدالله افندي، (متوفاي 1130هجري) نسخهاي از ترجمة فارسي آن را در بيست باب، در قم مشاهده كرده و گزارش آن را در تأليف گران بهاي خود آورده و تصريح كرده كه اين ترجمه، به سال 865 هجري، به دستور خواجه فخرالدين ابراهيم، انجام يافته است.
7. سيد امير محمد اشرف، معاصر و شاگرد علامه مجلسي، صاحب كتاب فضائل السادات (متوفاي 1145هجري) متن عربي آن را ديده و از آن نقل كرده است.
8. سيد محمد بن محمد هاشم رضوي قمي، به سال 1179 هجري، بنا به خواهش محمد صالح معلم قمي، كتابي در اين رابطه تأليف كرده و آن را خلاصة البلدان نام نهاده است. اين كتاب، احاديث مربوط به شرافت قم و تاريخچة تأسيس مسجد مقدس جمكران رادر بر دارد.
9. شايستة تأمل است كه آقا محمد علي كرمانشاهي، فرزند وحيد بهبهاني، (متوفاي 1216 هجري) به متن عربي تاريخ قم دست رسي داشته و در حاشية خود بر كتاب نقد الرجال تفرشي، شرح حال «حسن بن مثله» و خلاصة داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را به نقل از متن عربي آن آورده است.
10. محقق و متتبع بينظير، ميرزا حسين نوري، موفاي 1320هجري، پس از جست و جوي فراوان، به هشت باب از ترجمة تاريخ قم دست يافته (جنة المأوي، ص 47 و بحار، ج 53، ص 234) و مشروح داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را از ترجمة تاريخ قم، از روي دست خط سيد نعمت الله جزائري، در آثار ارزشمند خود آورده است:
1. جنة المأوي، چاپ بيروت، دار المحجة البيضاء، 1412هجري، ص 42 ـ 46.
2. همان، به پيوست، بحار الانوار، چاپ بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 هجري، ج 53، ص 230 ـ 234.
3. نجم ثاقب، چاپ تهران، علمية اسلاميه، بيتا، ص 212 ـ 215.
4. كلمة طيبه، چاپ سنگي، بمبئي، 1303 هجري، ص 337.
5. مستدرك الوسائل، چاپ قم، مؤسسة آل البيت : ، 1407 هجري، ج 3، ص 432 و 447.
11. شيخ محمد علي كچويي قمي (متوفاي 1335هجري) مشروح آن را از كتابهاي خلاصة البلدان، نجم ثاقب، كلمة طيّبه، در كتاب ارزشمند أنوار المشعشعين، چاپ قم، كتابخانة آية الله مرعشي، 1423 هجري، ج اول، ص 441 ـ 449 (چاپ سنگي 1327 هجري، جلد اول، ص 184 ـ 189)، نقل كرده است.
12. حاج شيخ علي يزدي حائري (متوفاي 1333هجري) مشروح آن را در كتاب الزام الناصب، چاپ بيروت، مؤسسة اعلمي، 1397 هجري، جلد دوم، ص 58 ـ 62، به نقل از محدث نوري، از ترجمه تاريخ قم آورده است.
13. همة كساني كه بعد از محدث نوري دربارة تاريخ قم كتاب نوشتهاند، مشروح داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را از ايشان نقل كردهاند. شيخ محمد حسن ناصر الشريعه، متوفاي 1380 هجري، در تاريخ قم، چاپ قم، مؤسسة مطبوعاتي دار العلم 1342 شمسي، ص 147 ـ 156، يكي از آن افراد است.
14. همة علماي معاصر كه در اين رابطه كتاب نوشتهاند، همانند علامة معاصر آية الله حاج شيخ محمد غروي، در كتاب گران سنگ المختار من كلمات الامام المهدي 7 ، چاپ قم، 1414 هجري، جلد يكم، ص 440 ـ 448، نيز به اين واقعه اشاره كرده است.
15. در اين اواخر، در كتابهاي مستقل و مستندي ـمانند موارد زير ـبه شرح و بسط داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران پرداخته شده است:
1. تاريخ بناي مسجد جمكران
2. تاريخ مسجد مقدس جمكران
3. تاريخچة بناي مسجد جمكران
4. توجه امام زمان به مسجد جمكران
5. توشة مسجد جمكران
6. در بارگاه منتظر
7. در حريم جمكران
8. سيماي مسجد جمكران
9. فيض حضور براي گمشدگان
10. مباحثي چند دربارة مسجد جمكران
11. مسجد مقدس جمكران
12. مسجد جمكران المقدس
13. مسجد صاحب الزمان
14. معجزهاي مسجد جمكران
براي كسب معلومات وسيعتر در مورد آثار ياد شده، به كتابنامة حضرت مهدي 7 تحت عناوين فوق، مراجعه فرماييد:
پيشگويي اميرمؤمنان (عليه السلام) از مسجد جمكران
مطابق نقل خلاصة البلدان از كتاب مونس الحزين شيخ صدوق، اميرمؤمنان (عليه السلام) از مسجد مقدس جمكران سخن گفته است.
محمد بن محمد بن هاشم حسيني رضوي قمي، به تقاضاي مولي محمد صالح قمّي، به سال 1179هجري، دربارة فضيلت شهر قم و تاريخچة تأسيس مسجد مقدس جمكران، كتاب ارزشمندي تأليف و آن را خلاصة البلدان نام نهاده است.
شيخ آقا بزرگ تهراني، اين كتاب را مشاهده كرده و گزارش آن را در الذريعه آورده است.
مرحوم كاتوزيان، اين كتاب را در اختيار داشته، فرازهايي از اين كتاب را در كتاب أنوار المشعشعين آورده است.
وي در اين رابطه، حديثي از اميرمؤمنان (عليه السلام) آورده، كه فرازهايي از آن را در اين جا ميآوريم و علاقهمندان به تفصيل بيشتر را به كتاب انوار المشعشعين رهنمون ميشويم. او ميگويد:
در كتاب خلاصة البلدان از كتاب مونس الحزين ـ از تصنيفات شيخ صدوق با سند صحيح و معتبر، از اميرمؤمنان (عليه السلام) روايت كرده كه خطاب به حذيفه فرمود: «اي پسر يماني! در اول ظهور، خروج نمايد قائم آل محمد (عليه السلام) از شهري كه آن را قم گويند و مردم را دعوت به حق ميكند، همة خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روي آورند و اسلام، تازه شود...
اي پسر يماني! اين زمين مقدس است، از همة لوثها، پاك است...
عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رايت وي بر اين كوه سفيد بزنند، به نزد دهي كهن، كه در جنب مسجد است، و قصري كهن ـكه قصر مجوس استـ و آن را «جمكران» خوانند. از زير يك منارة آن مسجد بيرون آيد، نزديك آن جا كه آتش خانة گبران بوده...».
از اين حديث شريف، استفاده ميشود به طوري كه مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقية الله، اروحنا فداه، پايگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمكران نيز در عصر ظهور، جايگاه خاصّي دارد و پايگاه ديگري براي آن حضرت است.
مرحوم كاتوزيان، پس از نقل متن كامل حديث، به شرح و تفسير آن پرداخته، دربارة كوه سفيد و قصر مجوس و ديگر تعبيرهايي كه در حديث شريف آمده و ما به جهت اختصار نياورديم، به تفصيل سخن گفته است.
خوانندگان گرامي، توجه دارند كه احاديث ملاحم، چندان نيازي به تحقيق در سند ندارند؛ زيرا معصومان : كه با سرچشمة وحي مربوط بودند، شخص ديگري نميتوانست خبري بگويد كه صدها سال بعد تحقق پيدا كند.
روزي كه اميرمؤمنان (عليه السلام) به حذيفه از مسجد جمكران خبر ميداد، در سرزمين حجاز، عراق، كمتر كسي نام قم را شنيده بود، لذا ميبينيم كه در احاديث فراواني، به هنگام بحث از قم، به «در نزديكي ري» تعبير شده تا به اين وسيله، موقعيت جغرافيايي شهر قم، براي اصحاب ائمه : روشن گردد.
از اين رهگذر، احتمال نميرود كه احدي از مردم حجاز، نام جمكران را به عنوان يكي دهات قم شنيده باشد.
نكات ريزي كه در مورد قصر مجوس و آتش خانة گبران آمده، مطلبي نبود كه در حجاز و عراق، كسي از آن آگاه باشد.
به هنگام صدور اين حديث از مولاي متقيان (عليه السلام) ، كسي نميتوانست پيش بيني كند كه كنار ده جمكران، در آينده، مسجدي ساخته خواهد شد و با حضرت بقية الله (عليه السلام) كه روز متولد نشده بود، ارتباط خواهد داشت.
هنگامي كه شيخ صدوق، اين حديث را در كتاب مونس الحزين درج ميكرد، بدون ديد، اين مسجد، مناره نداشت.
هنگامي كه صاحب خلاصة البلدان، در قرن دوازدهم، اين حديث را از مونس الحزين نقل ميكرد باز هم مسجد مقدس جمكران، منارهاي نداشت؛ زيرا، براي نخستين بار، در سال 1318 هجري، يك مناره در زاوية جنوب شرقي مسجد ساخته شد.
هنگامي كه مرحوم كاتوزيان، اين حديث را در كتاب انوار المشعشعين مينوشت، مسجد جمكران، فقط يك مناره داشت و تا چند سال پيش نيز به همين منوال بود، ولي در حديث آمده است كه «از زير يك منارة آن، مسجد بيرون آيد».
اين تعبير، صريح است در اين كه به هنگام ظهور حضرت بقية الله ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، بيش از يك مناره خواهد داشت، در حالي كه به هنگام چاپ كتاب 1327 هجري) مسجد، فقط يك مناره داشت.
جمکران در گذر تاریخ
منطقه
شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:
برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.
آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:
برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.
عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:
تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.
جمكران امروز
تولیت مسجد مقدس جمکران در امور جاری این مکان مقدس نظارت دارد .
مسجد مقدس جمکران که هم اکنون مورد اقبال میلیونها عاشق امام عصر (عج) زیر نظر تولیت نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی است ، اداره می شود .
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بهمن سال 1379 برای نخستین بار ، آیت الله شیخ ابوالقاسم وافی را به عنوان نماینده خود و تولیت این مکان مقدس منصوب نمود .
در حکم مقام معظم انقلاب خطاب به ایشان آمده است : امیدوارم این شرف و منزلت والا توفیق خدمت گذاری به آن مکان مقدس را به جناب عالی ارزانی دارد .
شایان ذکر است ، پس از انتصاب تولیت ، طرح جامع مسجد مقدس جمکران قم مورد بررسی و کارشناسی قرار گرفت که برای اجرای آن یک هزار و دویست میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است که به طور حتم دولت به تنهایی قادر به تامین همه این اعتبار نیست .
منبع : پايگاه اطلاع رساني مسجد مقدس جمكران
مسجد الاقصي
مسجد بیت المقدس در شهر قدس و نخستین قبله مسلمانان بوده است. این مسجد را حضرت داوود علیه السلام بنا کرد و سپس فرزندش، حضرت سلیمان، تکمیلش فرمود، و از آن پس در طول تاریخ بارها تجدید بنا شد، از جمله در عهد عبدالملک بن مروان خلیفه اموی.
مسجدالاقصی یک بار در زلزلهای شدید ویران شد، در سال 585 م و در سال 583 هجری قمری توسط صلاح الدین ایوبی مرمت شد، و در قرن نهم هجری قسمت دیگری از مسجد ساخته شد.
در زمان جنگهای صلیبی مسیحیان در همین مسجد توقف داشتند؛ حتی دالانی در آن موجود است که انبار اسلحه لشگریان آنان بوده.
در این مسجد مصلای معروفی است که مورخین آن را مقام حضرت زکریا میشمارند. نام مسجدالاقصی در قرآن مجید در سوره اسراء در آیات مربوط به معراج پیامبر اسلام آمده است:«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی»
در زمان عمر، در سال 15 هجری، شهر قدس توسط مسلمانان فتح شد و عمر خودش نیز به قدس آمد.
بیت المقدس در تاریخ 30 مرداد 1348 هجری شمسی دچار آتشسوزی مهیبی شد و قسمتهای زیادی از آن ویران شد که در سالهای بعد با کمک کشورهای اسلامی از جمله ایران مرمت گردید.
** ( وحدود 60 سال است كه اين مكان مقدس در اشغال رژيم جعلي و غاصب صهيونيستي مي باشد)
منابع:
لغت نامه دهخدا
** سايت صلات
مسجد الحرام
فضيلت مسجد الحرام
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : محترم ترين، محبوبترين و گرامى ترين مساجد نزد خداوند، مسجد الحرام است.
2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : برترى مسجد الحرام بر مسجد من، همچون برترى مسجد من بر مساجد ديگر است.
3 ـ ابوذر: به رسول خدا گفتم: «كدام مسجد، اوّل بنا نهاده شده است؟» فرمود: «مسجد الحرام». گفتم: «سپس كدام؟» فرمود: «مسجد الأقصى». گفتم: «فاصله ميان اين دو چه مقدار بود؟» فرمود: «چهل سال». سپس فرمود: هر كجا كه نماز تو را دريافت (و وقت آن رسيد) نماز بخوان، زمين براى تو مسجد است.
4 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : بار نمى بندند مگر به سوى سه مسجد: مسجد الحرام، مسجد من و مسجد الأقصى.
5 ـ امام على عليه السّلام : چهار مكان است كه از قصرهاى بهشتى در دنياست: مسجد الحرام، مسجد پيامبر، مسجد بيت المقدس و مسجد كوفه.
محدوده مسجد الحرام
6 ـ امام صادق عليه السّلام : حضرت ابراهيم عليه السّلام در مكّه بين حَزْوَره[1] تا مسعى را خط كشيد. اين همان خطّ و حدّى بود كه ابراهيم عليه السّلام رسم كرد، يعنى مسجد.
7 ـ حسين بن نعيم: از امام صادق عليه السّلام درباره نماز در محدوده اى كه به مسجد الحرام افزوده اند، پرسيدم. حضرت فرمود: ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام محدوده مسجد را بين صفا و مروه معين كردند. مردم هم از مسجد تا صفا حج مى كردند.
8 ـ عبدالصمد بن سعد: منصور دوانقى، خليفه عباسى، خواست كه خانه هاى اهل مكّه را بخرد و به مسجد الحرام بيفزايد، نفروختند. آنان را تشويق كرد، امتناع كردند. از اين مسأله دلتنگ شد. نزد امام صادق عليه السّلام آمد و گفت: من از اينان بخشى از خانه ها و آستانه هايشان را خواستم تا به مسجد بيفزاييم، ندادند. اين مرا بشدّت اندوهگين ساخت. امام صادق عليه السّلام فرمود: آيا اين تو را غمگين مى سازد، در حالى كه حجت و دليل تو بر آنان در اين مسأله آشكار و ثابت است؟ گفت: چگونه بر آنان استدلال آورم؟ فرمود: به كتاب خدا. گفت: به كجاى قرآن؟ فرمود: اين سخن خدا: «اِنّ أوّل بيتٍ وُضِعَ لِلنّاس لَلّذي بِبَكّة » خداوند خبر داده است كه: «همانا اولين خانه اى كه براى مردم نهاده شد، همانا خانه اى است كه در مكّه است». اگر آنان پيش از كعبه در آن جا ولايت و مالكيّت داشتند، خانه ها و حياطها از آنان است، امّا اگر خانه خدا پيش از آنان بوده است، پس
«فنا»[2] و آستانه كعبه متعلّق به آن است.
منصور آنان را فراخواند و با اين آيه بر آنان احتجاج كرد. به او گفتند: آن چه دوست دارى انجام بده.
9 ـ حسن بن على بن نعمان: مهدى عباسى چون مسجد الحرام را توسعه داد، خانه اى در گوشه مسجد مانده بود. از صاحبان آن خواست، ندادند. در اين باره از فقيهان پرسيد. همه گفتند: سزاوار نيست به غصب چيزى را جزء مسجد الحرام كنند. على بن يقطين به او گفت: اگر در اين مسأله براى موسى بن جعفر عليه السّلام بنويسى، او در اين باره راه حل درست را خواهد گفت. به والى مدينه نوشت كه از موسى بن جعفر بپرسد در باره خانه اى كه مى خواهيم داخل در مسجد الحرام كنيم، صاحب آن نمى دهد. راه چاره چيست؟ والى مسأله را به موسى بن جعفر گفت. حضرت فرمود: آيا حتماً بايد جواب داد؟ گفت: آرى، چاره اى نيست. فرمود: بنويس: «بسم الله الرحمن الرحيم، اگر كعبه بر مردم وارد شده است، مردم به حياط خانه هاى خود سزاوارترند و اگر مردم بر آستانه كعبه فرود آمده اند، كعبه به آستانه و حياط خود سزاوارتر است». چون نامه به دست مهدى عباسى رسيد، نامه را گرفت و بوسيد، سپس دستور به تخريب آن خانه داد. صاحبان آن خانه، خدمت امام كاظم عليه السّلام رسيدند و از او خواستند نامه اى به مهدى عباسى بنويسد كه قيمت خانه هاشان را بپردازد. حضرت به او نوشت: چيزى به آنان بپرداز. او هم ايشان را راضى ساخت.
توضيحى پيرامون حدود مسجدالحرام
حضرت ابراهيم عليه السّلام حدود مسجد الحرام را تعيين كرد ، ولى اين حدود توسط اعراب جاهليت فراموش شد و مكّيان به تدريج در حرم و درون مسجد به خانه سازى پرداختند . با قدرت گرفتن اسلام و افزايش جمعيت مسلمانان ، توسعه مسجد و بازگرداندن به حدود اوّليه آن ضرورى نمود . از اين رو عمر در سال 17 هجرى و عثمان در سال 26 هجرى نخستين توسعه ها را انجام دادند. سپس عبدالله بن زبير در سال 65 هجرى و هنگام تجديد بناى كعبه ، صحن مسجد را از شمال و جنوب گسترش داد . از جنوب، آن را به ناحيه «صفا» و «باب بنى مخزوم» رساند و در شمال، ميان «حجر اسماعيل» و «دار الندوه» تا «دار شيبة بن عثمان» را توسعه داد. در دوران خلافت عباسى ، ابتدا منصور در سال 137 هجرى شمال و غرب مسجد را توسعه داد و آن را تا «باب بنى سهم» رساند وسپس مهدى عباسى نخست در سال 161 همه خانه هاى باقيمانده ميان مسجد الحرام و «مسعى» را خراب كرد و حدّ مسجد را «مسعى» قرار داد و سپس در سال167 مسجد را از هر سو به اندازه اى توسعه داد كه كعبه در وسط مسجد قرار گرفت و مسجد الحرام را از جهت شرق و غرب به حدّ اوّليه خود رساند . زيرا ابراهيم عليه السّلام حدّ شرقى مسجد را «مسعى» و حدّ غربى را «حزوره» قرار داده بود و حزوره همان بازار «حناطين» بوده است كه حد غربى توسعه مهدى عباسى است .
بر اين اساس وهمان گونه كه از جواب امام صادق عليه السّلام در دو روايت اوّل همين فصل فهميده مى شود ، مسافت هاى اضافه شده، حكم مسجد الحرام را دارند ، بلكه بخشى از آن هستند و زياده محسوب نمى شوند . افزون بر اين، امام كاظم عليه السّلام نيز همچون امام صادق عليه السّلام اين محدوده را از آغاز جزو مسجد الحرام و ساختن منازل توسط مكّيان را غصب محدوده مسجد مى داند ولذا كسب رضايت صاحبان خانه را لازم نمى بيند و اين معنى از روايات آخر همين فصل استفاده مى شود .
بعد از توسعه عباسى كه آخرين آن ها در زمان المقتدر بالله است ، دو توسعه حكومت عربستان سعودى در سال 1375 و 1409 ، مساحت مسجد الحرام را چند برابر كرده و از حدّ اوليه گذرانده است . لذا برخى از فقيهان نسبت به جريان احكام ويژه مسجد الحرام در مكان هاى اضافه شده اخير احتياط مى كنند و برخى ديگر احتياط را مستحب مى دانند ، زيرا همين كه مردم آن ها را جزو مسجد الحرام بدانند و در عرف، نام مسجد بر آن بنهند، كافى است تا احكام آن جريان يابد.
2 / 3
آداب ورود به مسجد الحرام
10 ـ امام باقر عليه السّلام : هرگاه على عليه السّلام به مكه وارد مى شد، پيش از آن كه طواف كند، ابتدا به محلّ فرود آمدن خويش مى پرداخت.
11 ـ امام صادق عليه السّلام : هرگاه كسى كه حج يا عمره به جا مى آورد وارد مكّه شود، ابتدا وسايل خود را مستقر سازد، سپس آهنگ مسجد الحرام كند.
12 ـ عمران حلبى: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: آيا هرگاه زنان به خانه خدا مى روند، غسل كنند؟ فرمود: آرى، خداوند مى فرمايد: «خانه ام را براى طواف كنندگان، عبادت كنندگان و راكعان و ساجدان، پاك سازيد». سزاوار است كه بنده، جز با طهارت وارد خانه خدا نشود، عرق و آلودگيها را شسته و پاك شده باشد.
13 ـ عطاء: مُحرم از هر جا كه خواست، وارد شود. پيامبر از «بنى شيبه» وارد شد و از در «بنى مخزوم» به سمت صفا خارج گشت.
14 ـ امام صادق عليه السّلام ـ در شرح مأزمين (نام محلّى ميان عرفات و مشعر كه درّه اى ميان دو كوه است) ـ : آن جا محلّى است كه بتها در آن پرستيده شده و سنگى كه بت «هُبَل» را از آن تراشيدند از آن جا آورده شد؛ بتى كه على عليه السّلام وقتى بر دوش پيامبر بالا رفت، آن را از بام كعبه بر زمين افكند و به دستور حضرت ، آن را كنار در بنى شيبه دفن كردند. از آن رو، ورود از درِ بنى شيبه به مسجد الحرام سنّت گشت.
15 ـ افلح ، غلام امام باقر عليه السّلام : با امام باقر عليه السّلام براى حج بيرون شديم. چون وارد مسجد الحرام شد، صدايش به گريه بلند شد. گفتم: پدر و مادرم فدايت! مردم نگاهت مى كنند، كمى آهسته تر! حضرت فرمود: واى بر تو اى افلح! چرا نگريم؟ شايد خدا با نظر رحمت به من بنگرد و با اين نگاه، فردا نزد
او رستگار شوم. سپس طواف كرد، آنگاه آمد نزد مقام ركوع كرد و چون سر از سجده برداشت، آن قدر اشك ريخته بود، كه سجده گاهش خيس بود.
16 ـ امام باقر عليه السّلام : هرگاه وارد مسجد الحرام شدى و رو به روى حجر الأسود قرار گرفتى، بگو:
«گواهى مى دهم كه جز خداوند يكتا معبودى نيست. شريكى ندارد و شهادت مى دهم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. به خدا ايمان آورده و به طاغوت و لات و عزّى و پرستش شيطان و عبادت هر كه جز خدا خوانده شود، كفر ورزيده ام».
سپس نزديك حجر الاسود رفته، دست راست بر آن بكش و بگو:
«به نام خدا، و خدا بزرگتر است. خدايا اين امانت من است كه ادا كردم واين پيمان من كه وفا نمودم، تا نزد تو گواهى دهد كه به پيمان وفادارم».
17 ـ معاوية بن عمّار از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است: هرگاه وارد مسجد الحرام شدى، پابرهنه و با آرامش و وقار و خشوع وارد شو. و فرمود: هر كس با خشوع وارد آن شود، خداوند اگر بخواهد او را مى آمرزد. گفتم: خشوع چيست؟ فرمود: آرامش قلب. با تكبّر وارد آن مشو، هرگاه به در مسجد رسيدى، بايست و بگو:
«سلام و رحمت و بركات خدا بر تو، اى پيامبر! به نام خدا و به يارى خدا و از خدا و آن چه كه خداوند بخواهد. سلام بر پيامبران و فرستادگان الهى. سلام بر رسول خدا، سلام بر ابراهيم و ستايش براى خداوند، پروردگار جهانيان».
و چون وارد مسجد شدى، دستانت را بالا بگير و رو به كعبه كن و بگو:
«پروردگارا! در اين جايگاه و در آغاز مناسكم از تو مى خواهم كه توبه ام را بپذيرى و از خطايم درگذرى و بار گناهم را فرو ريزى. حمد خدايى را كه مرا به خانه خويش رساند. خدايا گواهى مى دهم كه اين خانه حرام توست، آن را محل تجمّع مردم و ايمن و خجسته و هدايتگر جهانيان قرار داده اى. خدايا! من
بنده توام، شهرْ شهر توست، و خانهْ خانه توست، آمده ام رحمت تو را مى طلبم و طاعت تو را قصد مى كنم. مطيع فرمان تو و راضى به تقدير توام. از تو خواهانم، خواسته كسى كه به تو نيازمند و از كيفرت هراسان است . خدايا ، درهاى رحمتت را به رويم بگشاى و مرا در طاعت و آن چه موجب رضاى توست به كارگير».
18 ـ امام صادق عليه السّلام : در حالى كه بر در مسجد مى ايستى، مى گويى:
«به نام خدا و به يارى خدا و از خدا و آن چه خدا بخواهد و بر آيين پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله و بهترين نامها از آن خدا و ستايش براى خداست. سلام بر رسول خدا، بر محمد بن عبدالله صلّى الله عليه و آله ، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى پيامبر. سلام بر پيامبران و فرستادگان خدا، سلام بر ابراهيم، دوست خداوند، سلام بر فرستادگان و ستايش براى خدا، پروردگار جهانيان، سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا، خدايا بر پيامبر و دودمان محمد صلوات فرست، بر محمد و دودمانش مبارك گردان و بر محمد و آل محمد رحمت آور، آن گونه كه بر ابراهيم و خاندان ابراهيم، صلوات و بركت و رحمت فرستادى. همانا تو پسنديده و شكوهمندى. خدايا بر محمّد (و خاندانش) بنده و فرستاده ات و بر ابراهيم، دوستت و بر پيامبران و فرستادگانت، صلوات و سلام فرست. سلام بر فرستادگان و ستايش از آن خدا، پروردگار جهانيان. خدايا درهاى رحمتت را بر من بگشاى و مرا در راه طاعت و رضاى خويش، به كارگير و تا مرا زنده مى دارى، پيوسته در پناه ايمان نگهدارم باش. ستايش ذات تو شكوهمند است. خدايى را سپاس كه مرا از مهمانان و زائران خود قرار داد و مرا از آنان قرارداد كه مساجد او را آباد مى كنند و با او مناجات مى كنند. خدايا من بنده تو و زائر تو درخانه توام. براى هر زائرى، بر عهده زيارت شده حقّى است. تو بهترين و گرامى ترين كسى هستى كه به زيارتت مى آيند. اى خدا، اى بخشنده، از تو مى خواهم، كه خداى يكتا و بى شريكى و يگانه و بى نيازى، نه زاده اى و نه زاده شده اى و همتايى ندارى.
محمد، كه درود تو بر او و خاندانش باد، بنده و فرستاده توست. اى بخشنده، اى بزرگوار، اى شكوهمند، اى قدرتمند و اى با كرامت، از تو مى خواهم كه
نخستين هديه ات را براى اين زيارت من، آزادى ام از دوزخ قرار دهى. (سه بار مى گويى:) خدايا مرا از آتش برهان، از روزى حلال و پاكيزه ات بر من گشايش عطاكن وشرّ شياطين انس وجنّ وشرّ فاسقان عرب وعجم را از من دور گردان.
19 ـ نضر بن كثير: من و سفيان، خدمت امام صادق عليه السّلام رسيديم. گفتم: به بيت الله الحرام مى روم، مرا دعايى بياموز. حضرت فرمود: هرگاه به حرم رسيدى ، دست خود را بر ديوار بگذار و بگو: اى سبقت گيرنده بر فوت، اى شنواى صوت، اى آن كه پس از مرگ، استخوان را با گوشت مى پوشانى ... آنگاه هر چه خواستى دعا كن.
20 ـ امام صادق عليه السّلام : چون وارد مسجد الحرام شدى، راه برو تا نزديك حجر الاسود برسى، پس رو به آن كن و بگو:
حمد خدايى را كه به اين نعمت، رهنمايمان شد و اگر هدايت الهى نبود، راه نمى يافتيم. خداوند منزّه است ، حمد براى اوست، جز او خدايى نيست و خدا بزرگتر است. خداوند از آفريدگانش بزرگتر است و بزرگتر از هر كسى است كه از او ترسان و گريزانم. جز خدا هيچ معبودى نيست، يكتا و بى شريك است، پادشاهى و ستايش از آن اوست، زنده مى كند و مى ميراند، مى ميراند و حيات مى بخشد و او بر هر چيز تواناست.
و بر پيامبر و دودمان او، درود مى فرستى و بر پيامبران سلام مى دهى، همانگونه كه هنگام ورود به مسجد انجام دادى، سپس مى گويى: پروردگارا! به وعده ات باور دارم و به پيمانت وفادارم.
2 / 4
فضيلت نماز در مسجد الحرام
21 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : برترى مسجد الحرام بر اين مسجد من، صد نماز است.
22 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : يك نماز در مسجد من، برتر از هزار نماز در مساجد ديگر
است، مگر مسجد الحرام. يك نماز در مسجد الحرام، از صد نماز در اين مسجد برتر است.
23 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : يك نماز در مسجد الحرام، برابر با صد هزار نماز است و يك نماز در مسجد من هزار نماز است و در بيت المقدس پانصد نماز است.
24 ـ امام باقر عليه السّلام : يك نماز در مسجد الحرام، از صد هزار نماز در مساجد ديگر برتر است.
25 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هركس در مسجد الحرام يك نماز واجب بخواند، خداوند همه نمازهايى را كه از روز وجوب نماز بر او، خوانده است و همه نمازهايى را كه تا زمان مرگ مى خواند، به بركت اين نماز از او قبول مى كند.
26 ـ امام صادق عليه السّلام : در اين مسجد نماز و دعا زياد بخوانيد. آگاه باشيد، كه براى هر بنده، روزى اى است كه به سوى او سوق داده مى شود (يعنى در مكه خيلى دنبال كسب و كار نباشيد، در پى دعا و نماز باشيد، چرا كه روزى شما تضمين شده است).
27 ـ احمد بن محمد بن ابى نصر: از حضرت رضا عليه السّلام پرسيدم: كسى نماز را در خانه اش در مكه به جماعت بخواند افضل است، يا در مسجد الحرام به تنهايى بخواند؟ فرمود: به تنهايى.
28 ـ موسى بن سلام : حضرت رضا عليه السّلام عمره انجام داد. چون با كعبه وداع كرد و به درِ حنّاطين رسيد كه از آن جا خارج شود، در محوطه مسجد پشت كعبه ايستاد. سپس دستانش را بلند كرد و دعا نمود. آنگاه به ما توجّه كرد و فرمود: چه جاى خوبى است براى حاجت بردن نزد او! نماز در آن، برتر از شصت سال (يا ماه[3]) نماز در جاى ديگر است.
--------------------------------------------------------------------------------
پانوشت ها
--------------------------------------------------------------------------------
(1) نام محلّى در مكّه نزديك باب الحنّاطين.
(2) فنا: حياط، ميدان و محدوده جلوى هر خانه است.
(3) ترديد از راوى حديث است
منبع : به نقل از سايت حديث نت
مسجد جامع به چه مسجدي اطلاق مي شود ؟
مسجد جامع مسجدى است که اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد و یا مسجدى که براى اجتماع زیادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى یا اهالى محلهاى نداشته باشد.
********************************************************************